
سفارشهای سیدالشهدا به حضرت زینب(س)/ اتمام حجت امام حسین(ع) با یاران
خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: امام حسین(ع) پس از اطمینان از عدم حمله دشمن در عصر روز نهم محرم و در شب عاشورا، فرصتی یافت تا با یاران خود به گفتگو پرداخته، امور سپاه را تنظیم، به عبادت و تهجد پرداخته و برای روز بعد خود را از هر جهت آماده کند.
خطبه امام حسین(ع) و اتمام حجت با یاران
یکی از وقایع شب عاشورا خطبه امام حسین(ع) است. امام حسین(ع) در شامگاه روز تاسوعا، یاران را در خیمه ای بزرگ گرد آورد و برای آنان خطبه ای خواند و در بخشی از آن فرمود: "... من یارانی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود سراغ ندارم و خویشاوندانی نیکوکارتر و به حقیقت نزدیکتر از خویشاوندان خود نمی شناسم، خدا شما را از جهت من، پاداش نیک عطا فرماید.
یاران من! بدانید یک امشب، بیشتر در این جهان به سر نخواهیم کرد و فردا از این مردم، جان به سلامت نخواهیم برد. من به شما اجازه می دهم که همگی از این سرزمین بیرون روید ، من بیعت خود را از شما برداشتم و اینک تاریک است و شما می توانید با کمال آسودگی خود را از چنگال دشمن برهانید."
پس از سخنان آن حضرت، حاضران در مجلس از جمله برادران، فرزندان، برادرزادگان و عموزادگان آن حضرت، یکی پس از دیگری داد سخن داده و عرض کردند که ما هرگز چنین نخواهیم کرد و تا زنده ایم تو را تا آخرین قطره خونمان یاری خواهیم کرد.
پیش از همه، برادرش حضرت عباس(ع) سخن گفت و وفاداری و پایداری خویش را ابراز داشت. سپس سایر یاران امام حسین(ع) به وی اقتدا کرده و هر کدام به نوعی وفاداری خویش را اعلام و از تنها گذاشتن آن حضرت و رفتن از سرزمین کربلا امتناع کردند.
سفارشهایی به خواهر
یکی دیگر از اقدامات امام حسین در شب عاشورا سفارشهایی به خواهرش زینب کبری (س) بود .
حضرت زینب(س) هنگامی که متوجه حالات امام حسین(ع) شد و یقین کرد که وی از دنیا قطع امید کرده و آماده لقای الهی شده است، بسیار نگران و سراسیمه شد و به نزد آن حضرت رفت و عرض کرد: ای کاش مرگ مرا در می یافت و به زندگی ام پایان می داد و من شاهد چنین روزی نبودم. امروز گویا مادرم فاطمه زهرا(س)، پدرم حضرت علی(ع) و برادرم حسن مجتبی(ع) از دنیا رفته اند. ای یادگار گذشتگان و سرپرست بازماندگان! تو چرا؟
ادامه مطلب

یکی از سوالات نسبتاً مهمی که در رابطه با شخصیت مختار ثقفی،مطرح است این است که چرا مختار سقفی در زمان قیام امام حسین(ع) به یاری ایشان نرفته ولی بعداً از قاتلان آن حضرت انتقام گرفته است؟
با مراجعه به منابع تاریخی پاسخ این سوال روشن خواهد شد:
بر اساس گواهی تـاریـخ و تـصـریـح شـیـخ مـفـیـد و طـبـری، پـس از آن کـه مـسـلم بـن عـقیل وارد کوفه شد، مستقیما به خانه مختار وارد شد، مختار او را گرامی داشت و رسما از او اعلام حمایت و پشتیبانی کرد.(1)
بلاذری مینویسد: خانـه مختـار محل ورود مسلم بود.(2) اما با ورود مزوّرانه و غـیـرمـنتظره ابن زیاد به کوفه، ناگهان اوضاع به هم ریخت و مسلم صلاح دید از خانه مختار بـه خـانـه هـانـی بـن عـروه، کـه مرد مقتدر و با نفوذ شیـعـه در کوفه بـود، نقل مکان کند.
مختار پس از ورود مسلم، آرام ننشست و پس از بیعت با مسلم، به منطقه خطرنیّه و اطراف کوفه برای جمع آوری افراد و گرفتن بیعت برای مسلم حرکت کرد. اما با دگرگونی اوضاع کوفه و تسلیم مردم در مقابل ابن زیاد، دوباره به کوفه بازگشت.
ابن زیـاد دسـتور داد که دعوت کنندگان امام حسین(علیه السلام) و حامیان مختار با او بیعت کنند، وگرنه دستگیـر و اعدام میشوند. ابن اثیر نوشته است: هنگام دستگیری مسلم و هانی، مختار در کوفه نبود و او برای جذب نیرو به اطراف شهر رفته بود و وقتی خبر ناگوار دستگیری مسلم را شـنـیـد، بـا جمعی از افراد و یارانش به کوفه آمد. هنگام ورود به شهر، با نیروهای مسلح ابن زیاد بـرخـورد کـرد و در پـی یـک گـفت و گوی لفظی شدید، بین آنان و مختار و افرادش، درگیری پـیـش آمـد و فـرمـانـده آن گـروه مـسـلح کـشته شد و افراد مختار متفرق شدند؛ زیرا مقاومت را به صـلاح نـدیـدنـد؛ مـخـتـار از آنـان خـواست محل را ترک گویند تا ببینند چه پیش خواهد آمد.(3)
ابن زیاد پس از مسلط شدن بر اوضاع و شهادت مسلم و هانی، به شدت در جست و جوی مختار بـود و برای دستگیری او جایزهای معیّن کرد.(4)
دستگیری مختار توسط ابن زیاد
ادامه مطلب

|
امام جمعه موقت اردبيل گفت: عاشورا و مهدويت هويت شيعه و شعار اصالت آنها است.
|
ادامه مطلب

با کاهش مصرف ظروف یکبار مصرف پلاستیکی (قاتلان خاموش) در ایام عزاداری حسینی سلامتی مردم و سلامتی محیط زیست زندگی خود را تضمین نمائیم.
با توجه شروع ماههای محرم و صفر همه ساله بسیاری از هموطنان عزیز جهت برآوردن حاجات خود در این ایام و بعضی از مراسمهای خاص به دادن نذورات در میان مردم از قبیل غذا، آش، چای، شربت، شیر و غیره در ظروف یکبار مصرف پلاستیکی اقدام مینمایند. محل توزیع این نذورات غالبا منازل، تکایا، حسینیهها، مساجد و بعضی نیز در کنار خیابان و معابر است که بعضی از مردم با ریختن این زبالهها در سطح معابر و نهرها باعث مشکلاتی در محیط زیست و نظافت شهر میشوند.
تا چند سال پیش که استفاده از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی هنوز در میان مردم متداول نشده بود و مردم نذورات خود را در کاسههای فلزی و بشقابهای ملامینی و استیل توزیع میکردند، مشکلی برای نظافت و محیط زیست شهر وجود نداشت. اما متاسفانه در چند سال اخیر بنا به عللی چون افزایش تولید ظروف یکبار مصرف پلاستیکی، پایین بودن قیمت این ظروف و همچنین راحتی استفاده از این ظروف، نذورات بیشتر در ظروف یکبار مصرف که از جنس پلاستیک است توزیع میشوند که معضلات زیادی برای نظافت و محیط زیست شهری به همراه داشته است و این معضلات از نظر بهداشتی، اقتصادی و مالی بسیار مهم هستند.
در این چند سالی که استفاده از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی در میان مردم مخصوصا در ایام عزاداری ماههای محرم و صفر زیاد است، صبح روز ۱۱ محرم تمامی سطح محلات شهر تهران پوشیده از ظروف یکبار مصرف است!
دلیل عمده مشکلات ناشی از این ظروف عبارتند از:
۱– سلامتی: ظروف یکبار مصرف از جنس پلاستیک هستند و در دمای بالا ۵۰ درجه با آزاد کردن مولکولهای خود در مواد غذایی، باعث به خطر افتادن سلامتی استفادهکنندگان میشوند؛ چرا که بر اساس تحقیقات، مواد تولیدی سرطانزا هستند.
۲ – زیست محیطی: از طرفی برخی از افراد با رها کردن زبالههای این ظروف در سطح شهر، باعث ایجاد منظره زشت و درعین حال غیربهداشتی میشوند؛ چرا که با ورود این زبالهها در جوی آب و نهرها و هدایت آنان به فاضلاب شهری، ظروف مصرفی همراه با فاضلاب حرکت خود را به سمت جنوب شهر ادامه داده و در نهرهای جنوب شهر تجمع این ظروف، باعث گرفتگی آب در زیر پلها و طغیان آب نهرها به خیابان و سطح شهر میشود.
ادامه مطلب
|
چارلز دیکنز (نویسنده معروف انگلیسی) می گوید: اگر منظور امام حسین(ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی بود، من نمی فهمیدم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام، فداکاری خویش را انجام داد.
خدا و رسولش راست گفته اند که : پایان کار آنان که کردار بد کردند، این بود که آیا ت خدا را دروغ می خواندند و آنها را مسخره می کردند
ادامه مطلب
|
|
||||||||
|
ادامه مطلب

ادامه مطلب
|
|
||||||||
|
در کشورهای اروپائی و آمریکائی و حتی آسیائی که مسئله اعتقادی و ایمان به خدا در هاله ای از ابهام بوده و مردم آن دیار در یک سردرگمی و بی هویتی به سر می برند، خرافه پرستی و اوهام، رواج بیشتری دارد تا جائی که اخیرا توسط رسانه ها اعلام گردیده که فقط در اروپا ۶۰۰ هزار شیطان پرست زندگی می کنند و این به جز مکاتب خرافی و پرستش های غیرمنطقی و غیراصولی در سراسر دنیاست. شاید تصور شود پیشرفت علم و فناوری و آشنائی جوامع با علوم جدید، سدی است بر اشاعه و رواج خرافه پرستی، در صورتی که اشتباه می کنیم چون با گسترش علم و تکنولوژی، چهره های جدیدی از خرافات و اوهام در گوشه و کنار جهان خودنمائی می کند
ادامه مطلب

گروه فضای مجازی: موضوع «فرهنگ عاشورا، آسيبها و تحريفها» عنوان مقالهای است كه مورد بررسی قرار گرفته است.
|
بهگزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه مركزی، در اين مقاله آمده است: تحريف و آسيبها متوجه هر پديده اجتماعی و بهويژه تحريف مربوط به قيام حسينی و عزاداری، اساسآ از بعد جامعه شناختی، معلول علتهايی در درون آن جامعهاند كه شناخت درست آنها، نخستين و شايد مهمترين گام برای برخورد مناسب با آن باشد.
دگرگونی فضای اجتماعی و تغيير در گفتمان عاشورا يكی از آسيبهايی كه به شدت متوجه فرهنگ عاشوراست، آسيبی است كه از راه تغييرات زمانه بهوجود میآيد. از آنجا كه فرهنگ عاشورا و عزاداری، سنتی اجتماعی در درون جامعه شيعی است، به ناچار ممكن است با تحول زمان، تغيير پذيرد. همين موضوع است كه وظيفه انديشوران و دلبستگان فرهنگ ناب عاشورايی را دوچندان میكند. میتوان آن را يكی از عمدهترين و نه تمامی عوامل تحريفزا دانست؛ چراكه در هر يك از اين دورهها، كه فرهنگ عاشورا به تبع جامعه، سياسی و يا غيرسياسی میشود، ابعاد ديگر آن مورد غفلت قرار میگيرد و نيز تحريفهای لفظی و معنوی بر اساس گفتمان رايج زمان در آن صورت میگيرد.
ادامه مطلب
|
ادامه مطلب
|
|
||||||||
|
ادامه مطلب

ttp://khademkhalgollah.persianblog.ir

اواخر ماه محرم بود. سید جواد واعظ، در حاشیه رود فرات حرکت می کرد. اگر قایقی پیدا می شد، می توانست قبل از تاریکی هوا خود را به کربلا برساند. او هر سال برای روضه خوانی به روستاهای اطراف کربلا می رفت.
برای پیدا کردن قایق خود را به ساحل رود رساند. در آن نزدیکی، میان نخلستان های انبوه، دهکده ای کوچک قرار داشت. از معماری مسجد و مناره های آن فهمید مردم دهکده، سنّی مذهب هستند. کنار رود ایستاد. کمی دورتر مردی زیر سایه بان، تور می بافت. آن سوی فرات تا چشم کار می کرد، نخلستان بود. رفته رفته از گرمای هوا کاسته و خورشید به افق نزدیک تر می شد. در این موقع قایقی کوچک به ساحل نزدیک گردید. پیرمردی محاسن سفید، تور ماهیگیری در دست، پیاده شد. به دنبال او جوانی با یک سبد بزرگ پر از ماهی به خشکی پا گذاشت.
مرد تورباف با دیدن پیرمرد و جوان، فریاد زد:
ـ ابوخالد! صید امروز چطور بود؟
ـ خوب بود! سبدمان پر از ماهی شد. خدا روزی رسان است.
سید جواد به پیرمرد نزدیک شد و گفت:
ـ سلام!
ـ علیکم السلام!
ـ پدر جان! ماهیگیری، این اطراف به کربلا نمی رود؟
ـ این وقت روز نه، اگر کسی بخواهد به کربلا برود، صبح زود حرکت می کند تا غروب برگردد. اهل کربلایی؟
ـ بله.
ـ نامت چیست؟
ـ سیّد جواد!
ـ ساعتی دیگر خورشید غروب می کند. من فردا صبح خرما به شهر می برم. تو را هم با خود خواهم برد. امشب مهمان ما باش.
سید جواد مردّد بود. پیرمرد به جوان اشاره کرد:
ـ خالد! قایق را به ساحل بیاور. ماهی ها را ببر. به مادرت بگو در تدارک شام باشد. مهمان داریم. سید جواد! برویم.
ـ مزاحم نمی شوم!
ـ چه مزاحمتی اگر به خانه ما بیایی؛ خیر و برکت هم پشت سرت وارد می شود. شاید هم چون شیعه ای، می ترسی مهمان اهل سنّت شوی!؟
ـ نمی خواهم باعث زحمت خانواده شما شوم!
جوان قایق را به ساحل کشید و با سبد ماهی به سمت دهکده رفت. پیرمرد دست سید جواد را گرفت و او را به دنبال خود کشید و گفت:
ـ مردم کربلا که اهل تعارف نیستند. بیا برویم.
آن دو از میان نخلستان عبور کردند و وارد دهکده شدند. خانه ابوخالد کنار مسجد بود، وارد خانه شدند. در حیاط نخل کهنسالی بود که شاخه هایش را به اطراف گسترده بود. خانه، دو اتاق داشت. مقابل اتاق ها ایوانی بود با سایبانی از شاخه های درخت خرما، کف ایوان زیلویی پهن کرده بودند. پیرمرد اشاره کرد:
ـ همین جا استراحت کن. نمازت را هم بخوان. قبله از آن طرف است.
ادامه مطلب
|
ادامه مطلب

ـ عمر بن سعد با انداختن نخستين تير، رسما جنگ را آغاز كرد و گفت: نزد عبيدالله شهادت دهيد كه من نخستين تير را رها كردم. عمر بن سعد خطاب به كوفيان گفت: منتظر چه هستيد! اينان يك لقمه براي شما هستند.
زماني كه عمربن سعد تير انداخت، ديگر سپاه ابن زياد نيز شروع به تير اندازي كردند. (فلمّا رمي عمر، ارتمي الناس) به گزارش ابن اعثم: باران تير (و أقبلت السهام كأنّها المطر) از سوي كوفيان به سوي اصحاب امام حسين ـ عليه السلام ـ شدتگرفت و امام فرمود: اينها قاصد اين قوم به سوي شماست؛ براي مرگي كه چارهاي از پذيرش آن نيست، آماده باشيد. پس از آن دو گروه بر يكديگر حمله كردند و ساعتي از روز را به طور دسته جمعي با يكديگر جنگيدند، به طوريكه بنا به برخي اخبار پنجاه و اندي از اصحاب امام حسين ـ عليه السلام ـ بهشهادت رسيدند. در اين وقت، امام دستي به محاسنش كشيد و فرمود: غضبخدا... بر كساني كه متحد بر كشتن فرزند دختر پيامبرشان شدند، شديد خواهد بود. به خدا سوگند كه تسليم آنان نخواهم شد تا با محاسني خونين خدا را ملاقات كنم (و اللّه ما أجبتهم الي شيء ممّا يريدونه أبدا حتي ألقي الله و أنا مخضّب بدمي.) بلاذري ميگويد كه امام سوار بر اسبش، قرآني پيش روي خود نهاده بود و همين خشم دشمن را بيشتر بر ميانگيخت. در اين وقت، عمر بن سعد، حصين بن نمير تميمي را همراه پانصد نفر تيرانداز به سوي امامحسين ـ عليه السلام ـ فرستاد. تيراندازي اينان سبب شد كه همه اسبان سپاه امام كشته شدند و نيروهاي امام پياده گشتند.
در اين حمله، بسياري از اصحاب با تيرهايي كه بر بدنشان فرود آمد، به شهادت رسيده يا زخمي شدند. (فما بقي واحد من أصحاب الحسين الاّ أصاب من رميهم سهم). ابن شهرآشوب اسامي شهدايي را كه در حمله نخست دشمن به شهادت رسيدند، فهرستوار آورده است. اين افراد جمعا 28 نفر از اصحاب و ده نفر از موالي امام حسين و پدرشان امام علي ـ عليهما السلام ـ بودند كه در مجموع 38 نفر ميشدند. اينها افرادي هستند كه اساسا فرصت نبرد تن به تن پيدا نكرده و در تيراندازي نخست كوفيان به شهادت رسيدند. ديديمكه ابن اعثم شمار آنان را بيش از پنجاه نفر ياد كرده است.
ادامه مطلب







